یوزپلنگ سیستم آزمایش آمادگی آمریکا روز چهارشنبه

یوزپلنگ: سیستم آزمایش آمادگی آمریکا روز چهارشنبه موشک بالستیک پایگاه هوایی بین الملل

گت بلاگز اخبار فرهنگی و هنری در فيلمسازی به سود خودم فکر نمی‌کنم / کارگردان «دارکوب»

بهروز شعيبي از بازیگران و صورت های معروف جوان سينماي ايران است كه اول از همه به واسطه بازي هاي خوب و روان در فيلم هاي ماندگاري همچون «آژانس شيشه اي» ابراهيم حا

در فيلمسازی به سود خودم فکر نمی‌کنم / کارگردان «دارکوب»

کارگردان «دارکوب»: در فيلمسازی به سود خودم فکر نمی کنم

عبارات مهم : سياسي

بهروز شعيبي از بازیگران و صورت های معروف جوان سينماي ايران است كه اول از همه به واسطه بازي هاي خوب و روان در فيلم هاي ماندگاري همچون «آژانس شيشه اي» ابراهيم حاتمي كيا يا «طلا ومس» همايون اسعديان و سريال هايي نظير «تنهايي ليلا» محمدحسين لطيفي براي مخاطب عام آشنا مي شود؛ ولی سواي از اين او در بخش كارگرداني هم توانايي و خلاقيت خود را به خوبي بروز داده به طوري كه جايزه بهترين فيلم جشنواره سي ويك به فيلم «دهليز» اولين ساخته سينمايي او تعلق گرفت. شعيبي دستي بر سياست هم دارد. او در جريان انتخابات مهم رياست جمهوري سال ٩٢ فيلم تبليغاتي محمدباقر قاليباف را كارگرداني كرد.

با همه اينها او كارگردان بي حاشيه اي هست؛ وقت اكران فيلم سيانور؛ او با انواع و اقسام اظهارنظرها مواجه شد؛ به خاطر همكاري با محمود رضوي قضاوت هاي مختلفي شد، ولی خودش را درگير اين حاشيه ها نكرد و كار خودش را ادامه داد؛ خودش اعتقاد است كه به سود خودش در فيلمسازي فكر نمي كند. نقشه راه براي خود ترسيم نمي كند دغدغه ها و فضايي كه در آن قرار مي گيرد قصه، الزامات سينما و مخاطبان برايش مهم هستند.فيلم «داركوب» به كارگرداني او از امروز در سينماها نمايش داده مي شود؛ فيلمي با مضمون اجتماعي كه معضل امروز جامعه ما را روايت مي كند. اعتياد زنان اگرچه بحث اصلي اين فيلم نيست ولی ناهنجاري بزرگي را بيان مي كند كه صدمات جبران ناپذيري در پي خواهد داشت. با او گفت وگويي انجام داديم كه از نظر مي گذرانيد:

با توجه به شرايطي كه جامعه ما دارد بد نيست شروع بحث مان عنوان سياسي باشد.
آخر من آدم سياسي نيستم.

آدم سياسي نيستيد؟ شما فيلم تبليغاتي سياسي ساختيد؛ حتي يكي از فيلم هاي شما به برشي از تاريخ معاصر ايران مي پردازد «سيانور» كه از وقت نمايش در جشنواره تا اكران عمومي مباحث سياسي زيادي را پشت سر گذاشت.
بله، ولی اعتقاد دارم ما به لحاظ فردي نبايد اظهارنظر سياسي زيادي داشته باشيم؛ بيشتر منظور خودم هستم كه سعي مي كنم نظر سياسي كمتري داشته باشم و همواره كوشيده ام دغدغه و مساله ام را به زبان فيلم نشان دهم. زبان فيلم هم احتياج به تحقيق و فكر و پژوهش دارد كه اين پژوهش به وسیله من به تنهايي انجام نمي شود، گروهي همواره مسووليت پژوهش را به عهده مي گيرند. ضمن اينكه در مورد فيلم هاي تبليغاتي بايد بگويم اول اينكه من براي آقاي قاليباف احترام زيادي قائلم در كنار آن به اين نكته توجه كنيم كه ساخت فيلم تبليغاتي رياست جمهوري براي خيلي از كارگردانان ما دغدغه بوده؛ آقاي درويش آقاي مجيدي يا مرحوم سيف الله داد. اين يك روند حرفه اي است كه در كارنامه كارگردان ديده مي شود.

جداي اين به نظر مي رسد اين روزها همه خود را محق مي دانند راجع به پرسشها سياسي تحليل ارايه دهند.
موافقم اين روزها همه نگرش سياسي داريم چون مردم ما نگاه ارزش به اتفاقات زياد سياسي است.

بپردازيم به فيلم داركوب؛ زوم كردن روي پرسشها و زيرلايه هاي اجتماعي از نكات قابل توجه فيلم هاي شماست. در وهله اول مي خواهم بدانم گزینش مباحث براي شما چگونه حاصل مي شود، سوژه را چگونه گزینش مي كنيد؟ چگونه مي شود كه عنوان يك فيلم شما تاريخي است و فيلم هاي ديگر به مشكلات موجود در اجتماع مي پردازد.
بخشي از پرسشها و مباحث روز ناشي مي شود و به دغدغه هايي كه دارم و دوست دارم اين دغدغه ها بازتاب فراگير داشته باشد؛ ولی نكته مهم ديگر ماجراي خانواده زياد درگيرم مي كند، نقش پدر و مادر در زندگي كودك برايم به شدت حائز اهميت است.

در فيلم «سيانور» هم كه فيلم تاريخي بود اين نگاه جريان داشت.
بله؛ براي من خانواده فارغ از بحث جغرافيايي و همچنين نگاهي كه به لحاظ فرهنگي داريم به عنوان جامعه و موقعيت انساني مدنظر هست. اعتقاد دارم اگر امنيت هركدام از اعضاي خانواده به خطر بيفتد تاثيرش در آينده جامعه ما خواهد بود. براي جلوگيري از معضلات اجتماع اولين جايي كه مي توان جلوي صدمات بعدي را گرفت خانواده ها هستند. اگر امروز مي خواهيم اعتياد را در جامعه ريشه كن كنيم بايد روي نسل بعدي برنامه ريزي كنيم، براي من قاعدتا اين مباحث دغدغه هست؛ ضمن اينكه به نظرم اعتياد زنان معضل بسيار بزرگي هست؛ اعتياد در مردان مشمول بر يك مجموعه ناهنجاري فردي مي شود كه بعضا صدمات اجتماعي در پي دارد.

اما اعتياد در زنان صدمات جبران ناپذيري دارد خصوصا كانون خانواده را متلاشي مي كند.
اعتياد در زنان صددرصد صدمات اجتماعي دارد؛ يك زن معتاد فقط معتاد به حساب نمي آيد معضلات جبران ناپذيري در ادامه دارد. اين صدمات فقط از جانب اعتياد به آنها نمي رسد بلكه معضلات هولناك ديگري با اعتياد خواهند داشت.

بحث اعتياد زن ها عنوان به شدت خطرناكي است كه به سادگي نمي توان از آن گذشت و زنگ خطر آن از مدت ها قبل نواخته شده. اينكه به سادگي اين روزها زن ها در خيابان سيگار مي كشند و قبح اين ماجرا ريخته شده است از مباحث مهم جامعه امروز هست. ولی در فيلم «داركوب» ما با شخصيت ها همذا ت پنداري نمي كنيم. به اين معني كه حد وسط در فيلم شما وجود ندارد. يا قشر پايين و كارتن خواب ها را با مشكلات ارزش مي بينيم يا طبقه میانگین رو به اوج كه شسته رفته هستند.
واقعيت اين است كه درام ما احتياج به حد وسط نداشت. ما کم کردن شخصيت ها را بايد در فيلم شاهد مي بوديم. تحقيقات به ما نشان داده بود كه رسيدن آدم ها به مرز كارتن خوابي خيلي سريع اتفاق مي افتد. خصوصا در زن ها اين کم کردن شخصيت سریعتر اتفاق مي افتد. آنها به راحتي شغل ارزش را از دست مي دهند، اطرافيان و حمايت كنندگان ارزش آنها را بعد مي زنند و خيلي سریع به كارتن خوابي دچار مي شوند. البته در آقايان ممكن است به همين جا برسند ولی به دلايل متفاوت اين روند شكلي متفاوت دارد.

به تعبير ديگر زن ها آسيب پذيرتر هستند.
به غيراز آسيب پذير بودن؛ آنها وقتي به دام اعتياد بيفتند معمولا حمايت ها از آنها گرفته مي شود ضمن اينكه تعادل روحي و توانايي جسمي خود را هم به سادگي از دست مي دهند در تحقيقات مان زن هاي آرايشگر كارمند يا كارگر داشتيم كه به واسطه اعتياد از شغل ارزش اخراج شدند. اينها موضوعاتي است كه نمي توان كتمان كرد. قطعا اگر حد وسط در فيلم رعايت مي شد داستان جالب تر از كار درمي آمد ولی عنوان فيلم براي ما جدي بود.

اين جدي بودن بر تلخي آن هم تاثير مي گذارد.
اين مقدار تلخي عنوان فيلم لازمه آن بود. اميدوارم بيننده تحمل كند و خودش را سانسور نكند. ما با موضوعي همراه بوديم كه تعارف بردار نيست. ببينيد وقتي ما قصه اي را براي پردازش گزینش مي كنيم يك وظيفه حرفه اي داريم كه فيلم را براي پرده سينما مي سازيم. نكته مهم ديگر وظيفه اجتماعي است كه در قبال فيلم داريم. به همين جهت آن پايان بندي را براي فيلم گزینش كرديم. در فيلم« دهليز»ماجرا بااينكه براي ما جدي بود ولی به خاطر كودك در فيلم كمي عنوان را تلطيف كرديم ولی در فيلم «داركوب» آنقدر عنوان دلواپس كننده بود كه نمي توانستيم از تلخي عنوان بگذريم. نكته مهم ديگر همان طور كه اشاره كرديد داركوب مساله اجتماعي و مهم روز است كه متاسفانه رسانه ها به آن كمتر مي پردازند يا نمي توانند به آن بپردازند.

اگرچه داستان فيلم داركوب تقابل بين دو مادر هست. ولی آیا ما از گذشته بعضي كاراكترها چيزي نمي بينيم.
اتفاقا وقتي داستان نوشته مي شد در بخش هايي با نويسندگان تاكيد برگذشته كاراكترها داشتيم. ولی در ادامه به خاطر روند داستان و چالش هايي كه در قصه با آن روبه رو مي شويم گذشته را از بین بردن كرديم.

وقتي فيلم داركوب را مي بينم يكي ديگر از نكاتي كه به ذهن مي رسد اينكه كاراكترها دل شوره بيش ازحد در مواجهه با شخصيتي دارند كه مشكل اعتياد دارد. وضعيت شخص معتاد آن هم كارتن خواب براي همه مسجل است.
بحث فيلم داركوب امنيت رواني كودك است اينكه اين امنيت دچار خلل نشود.

اما كودك در حاشيه قرار دارد.
به جهت اينكه كودك نبايد وارد داستان شود و پدر و مادر تمام تلاش ارزش را مي كنند تا سپر بلاي كودك باشند؛ تنها مهسا است كه مي خواهد با كودك ارتباط بگيرد.

جناب شعيبي در فيلم شما آیا نقش پليس كمرنگ است و شخصيت ها خودشان اقدام مي كنند .
وقتي پليس وارد درام مي شود، بيشتر شكل ماجراجويي به خود مي گيرد تا ارتباط بين شخصيت ها اگر مرور كنيد متوجه مي شويد گره داستان هاي مهم تاريخ سينما با پليس حل مي شود و شايد هم احتياج به پرداختن به روابط و كنش هاي شخصيت ها نداشتند. در فيلم داركوب هم روابط بين آدم ها درام و ماجراي فيلم را شكل مي دهد.

يعني بحث كمرنگ بودن پليس در داستان تعمدي بوده؟
بله. تعمدي بوده. با وجود اينكه اعتقاد دارم در فيلم اجتماعي پليس قطعا مي تواند امنيت به وجود بياورد ولی شكل امنيت رواني و اجتماعي مشخصا در اين فيلم مدنظر ما نيست. ما معضل اجتماعي را مطرح مي كنيم كه اگر يكسري افراد به پليس دسترسي ندارند چه بايد كنند. در بحث اعتياد قاعدتا ما مي خواستيم به روابط خانواده ها بپردازيم. خيلي از خانواده ها در حال حاضر درگير اعتياد هستند. يا فرزندان يا والدين يا خويشاوندان. ما تلاش كرديم به روابط بين آدم ها و معضل اعتياد نگاه داشته باشيم.

از بازي امين حيايي هم در فيلم صحبت كنيم. در بخش هايي از فيلم بازي دروني خوبي ارايه مي دهد ولی در بخش هايي از فيلم ما همان امين حيايي هميشگي را مي بينيم. احساس مي كنم بعضي كارگردان ها در رودربايستي بازيگران حرفه اي ما قرار مي گيرند و دست ارزش در هدايت بازيگران تراز اول بسته است.

اتفاقا ازآنجايي كه خودم بازيگر هستم بحث بازيگري برايم مهم است و در اكثر كارهايم بازيگردان دارم و در اين فيلم هم همين طور. اعتقاد دارم آقاي حيايي از بازيگران درجه يكي هستند كه من تابه حال با ايشان كاركردم. ولی نكته اي كه وجود دارد ازآنجايي كه ايشان حجم بالايي پرسوناژ را بازي كردند ما ابعاد متفاوت بازي ايشان را ديده ايم. اين به معناي اين نيست كه بازي متفاوتي ما از او نمي بينيم. ولی در اين فيلم قرارمان اين بود كه زندگي معمولي را به راحت ترين شكل روايت كنيم كه به نظر من امين حيايي شخصيت چندوجهي خوبي را بازي كردند. ضمن اينكه اعتقاد دارم گنجايش بازيگري در سينماي ايران بسيار گسترده است ولی از ابعاد بازي آنها به خوبي استفاده نشده است.

به اين نكته بايد توجه كرد كه سادگي نبايد باعث شود كه به ورطه تكرار بيفتيم.
آن صورتي كه شما مي گوييد احتياج به فضاسازي متفاوت دارد؛ يك خانواده معمولي راحت را نمي توانستيم با شخصيت هاي تيپ سازي شده است ارايه دهيم.

چرا خودتان نقش را بر عهده نگرفتيد؟ توانايي بازي بهروز شعيبي را نبايد ناديده گرفت.
هم زماني كارگرداني و بازيگري، كار به شدت سختي است.

ولي شما در سيانور بازي داشتيد.
مجبور شدم آنجا بازي كردم.

راستي آیا در بستر تاريخ معاصر فيلم نساختيد.
نمي خواستم اين تلقي به وجود بيايد كه كار سفارشي مي سازم. بعد از سيانور پيشنهاد فيلم تاريخ معاصر زياد داشتم نپذيرفتم.

چون كار سختي پيش روداريد.
تلاش ما روايت بي غرض بود ولی زياد مورد قضاوت قرار گرفتيم و درصورتي كه دوباره بخواهم فيلم تاريخي بسازم بازهم تلاش مي كنم عادلانه تاريخ را روايت كنم.

از قضاوت شدن هراس داريد؟
من اصولا زياد قضاوت مي شوم «مي خندد».

نكته ديگر توجهي بود كه جشنواره فيلم فجر سال گذشته به بازيگران زن فيلم داركوب داشت.
به اعتقاد من كانديدا شدن مهناز و سارا بسيار هوشمندانه و جسورانه بود چون داستان فيلم راجع به دو مادر بود كه به نظر من اين اتفاق بي نظير و بي سابقه اي در تاريخ جشنواره فجر بود. هر دو نقش پيچيدگي داشتند. سارا بهرامي نقشش با پيچيدگي بيروني همراه بود و مهناز افشار بار رواني دروني زيادي داشت. از نظر من كه كارگردان كار هستم هر دو بازيگران بازي خوبي ارايه دادند هر دو تلاش كردند و نتيجه تلاش ارزش را گرفتند.

بازيگران تحقيقات ميداني هم در رابطه با نقش ارزش داشتند؟
كار چندماهه داشتيم. سارا بهرامي و شادي كرم رودي به همراه آقاي علي صلاحي بازيگردان به كمپ ها مي رفتند. خود بازيگران هم تحقيقات بيروني داشتند. ضمن اينكه هردوي آنها سعي كردند لاغر كنند.

گريم بر عهده زن شما بود؛ فاطمه كمالي.
هم ايشان و هم زن زهرا كمالي خواهرخانمم. در گريم ما كارهاي چندمرحله اي اساسي داشتيم از كار روي دندان ها و دندانپزشكي بگيريد تا بخش هاي مربوط به فرم صورت و مو… درهرصورت نقش معتاد با سختي هاي زيادي همراه است.

سوالي كه دوست داشتم اينجا بپرسم مهناز افشار به لحاظ سابقه اي كه در بازيگري دارد تمايل نداشت نقش مهسا را بر عهده بگيرد؟
قطعا چنين نقش هايي براي بازيگران وسوسه برانگيز است.

هنگام نگارش فيلمنامه به چه كساني فكر مي كرديد؟
راستش معدود فيلمنامه هايي بود كه ما به كسي فكر نمي كرديم. وقتي فيلمنامه كامل شد من با آدم هاي متفاوت براي نقش ها مشورت كردم. ولی به خاطر اينكه ما دو مقطع پيش توليد داشتيم سارا بهرامي در ابتدا گزینش شد. ما تجربه سريال پرده نشين را باهم داشتيم. مهناز در پيش توليد اوليه درگير كار بود ولی وقتي دوباره شروع به كاركرديم خوشبختانه مهناز افشار به ما ملحق شد جلسه اي باهم برگزار كرديم و درآن جلسه مهناز دغدغه هاي اجتماعي خود را با ما در ميان گذاشت و به نظر من زن افشار با هوشمندي اوج نقش نيلوفر را گزینش كرد و بسيار هم توانمند ظاهر شد.

بهروز شعيبي با وجود اينكه ساختار و فرم در كارهايش به خوبي ديده مي شود ولی در زمره كارگردانان فرم گرا قرار نمي گيرد.
چون به سود خودم در ساخت فيلم فكر نمي كنم. نقشه راه براي خودم ترسيم نمي كنم. دغدغه ها و فضايي كه در آن قرارمي گيرم و قصه اي كه گزینش مي كنم برايم مهم هست. خيلي استراتژيك فكر و عمل نمي كنم. سعي مي كنم به الزامات سينما و مخاطبان توجه داشته باشم.

شما در مقطعي با رخشان بني اعتماد همكاري داشتيد و از طرفي الان با محمود رضوي همكاري مي كنيد؛ دلواپس بعضي صحبت ها نيستيد ؟
اشكال ندارد بگويند. تمام صحبت ها را مي شنوم. ولی اعتقاد دارم سينما خانواده است كه درصورتي كه بخواهيم تقسيم بندي كنيم چيزي از بدنه آن باقي نمي ماند. اعتقاد دارم در مراحل متفاوت نبايد خودمان را قضاوت كنيم. به زن بني اعتماد ارادت دارم و از راهنمايي ايشان استفاده مي كنم. زن بني اعتماد از كارگرداناني هستند كه هيچ وقت در سينما بيكار نيست و ايشان الگوي خوبي براي من هستند. من يك فيلم با ايشان كه در سمت تهيه كننده بودند كاركردم ولي خيلي تحت تاثير ايشان هستم. ولی از طرف ديگر وقتي تهيه كننده حرفه اي وجود دارد مثل آقاي رضوي آیا با او كار نكنم. به همين جهت دلواپس قضاوت ها نيستم اعتقاد دارم همه در سينمايي كار مي كنيم كه ممكن است در هر كاري دوباره كنار هم قرار بگيريم. دلواپس اين حرف ها نيستم فقط تلاش مي كنم دروغ نگويم و كسي را از خودم ناراحت نكنم.

روزنامه اعتماد

در فيلمسازی به سود خودم فکر نمی‌کنم / کارگردان «دارکوب»

واژه های کلیدی: سياسي | اعتياد | داستان | خانواده | اخبار فرهنگی و هنری

دانلود


دانلود فایل ها

نویسنده : topsblog